تبليغاتX
من یک عاشق هستم







عاشق



درد دل ها و گفتگو با عاشق



تبلیغات گرافیکی شما؟



تبلیغات متنی شما؟



حرفهای دل عاشق



دوستان عاشق تنها



وضعيت من در ياهو



آمار وب



طراح قالب:امين فرامزيان اعظمي



لوگو دوستان



موزيک و ساير امکانات





::***همیشه به یادتم***::

كاش قلبم درد پنهاني نداشت

چهره ام هرگز پريشاني نداشت

كاش مي شد دفتر تقدير عشق

حرفي از يك روز باراني نداشت

كاش مي شد راه سخت عشق را

بي خطر پيمود و قرباني نداشت

 

 

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي

 هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي

براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو:

 يادت بخير


[+] نوشته شده توسط man_nabodgar در 14:38 | |







عشق یعنی.............؟

....عشق یعنی

 عشق يعني يك سلام و يك درود

 عشق يعني درد و محنت در درون

 عشق يعني يك تبلور يك سرود

 عشق يعني قطره و دريا شدن

 عشق يعني يك شقايق غرق خون

 عشق يعني زاهد اما بت پرست

 عشق يعني همچو من شيدا شدن

 عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

 عشق يعني بيستون كندن بدست

 عشق يعني آب بر آذر زدن

 عشق يعني چون محمد پا به راه

 عشق يعني عالمي راز و نياز

 عشق يعني با پرستو پرزدن

 عشق يعني رسم دل بر هم زدن

 عشق يعني يك تيمم يك نماز

 عشق يعني سر به دار آويختن

 عشق يعني اشك حسرت ريختن

 عشق يعني شب نخفتن تا سحر

 عشق يعني سجده ها با چشم تر

 عشق يعني مستي و ديوانگى

 عشق يعني خون لاله بر چمن

 عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

 عشق يعني با گلي گفتن سخن

 عشق يعني معني رنگين كمان

 عشق يعني شاعري دلسوخته

 عشق يعني قطره و دريا شدن

 عشق يعني سوز ني آه شبان

 عشق يعني لحظه هاي التهاب

 عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

 عشق يعني ديده بر در دوختن

 عشق يعني در فراقش سوختن

 عشق يعني انتظار و انتظار

 عشق يعني هر چه بيني عكس يار

 عشق يعني سوختن يا ساختن

 عشق يعني زندگي را باختن

 عشق يعني در جهان رسوا شدن

 عشق يعني مست و بي پروا شدن

 عشق يعني با جهان بيگانگى
 

 

 

عشق یعنی من عاشقم......


[+] نوشته شده توسط man_nabodgar در 10:25 | |







درد یا عشق؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حس قریب و نا آشنایی دارم نمیدونم چه حسی ؟ چرا نمیتونم بشناسمش ؟

چرا سالها با من غریبی میکنه ؟ چرا از درکش عاجزم ؟ سرم سنگینه ! انگار

روی بدنم اضافه ست !!؟ این چه دردیه که سرم رو اذیت میکنه ؟

 و میخواد که

نباشه ؟ اگه نباشه چطور با این درد نا آشنا آشنا بشم ؟ اصلا اون درده ؟

یااینکه ... !!! اگه درده چرا لذتم داره ؟

 مگه این نیست که همیشه درد درد بوده ؟

و لذتی نداره ! راستتی لذت چیه ؟ شاید همون درده ؟

شاید لذت همون عذابه ؟

شاید عذاب عذاب نیست و یک لبخنده ؟ و شاید لبخند همون اشکه ؟

اشک چیه ؟

اشک همون نشانه رنج و عذابه ؟ شاید رنج و عذاب همون احساس شیرینه ؟

شاید دوری و وصاله ؟  نه !!!   این دو  دو راه متتفاوتند !!! 

راستی به کجا میرسند ؟

اینقدر میرن که تصور نمیشه کرد و  انگار راه دوتا بوده و

مقصد یکی  ! ولی چرا از هم

دورشون میکنم ؟ باز    گفتم دور !!  و این دوری همون ...


[+] نوشته شده توسط man_nabodgar در 20:27 | |







زمستانی و تابستانی باش.........؟!؟

"اگر بر کسی عاشق باشی، همه حسب حال خود مگوی؛

 مگر این تو را خوش آید و دیگران را

نیاید و هر سرودی در معنیِ دیگر گوی.

شعر و غزل بسیار یاد گیر چون فراقی

(شعری که در فراق معشوق گویند)

 و وصالی (برعکس قبلی) و ملامت و عتاب

و رد و قبول و وفا و جفا و

احسان و عطا و خوشنودی و گِله،

حسب حالهای وقتی (بسته به اقتضای وقت) و فصلی

چون سرودهای خزانی و زمستانی و تابستانی".


[+] نوشته شده توسط man_nabodgar در 20:5 | |







و عشق..........!!!

  • بیست  راه  عشق را لیلی و مجنون رفت ما هنوز اندر غم یک کوچه ایم
  • ۱. به نام ایزد بخشاینده
  • ۲. نعت پیغمبر اکرم (ص)
  • ۳. برهان قاطع در حدوث آفرینش
  • ۴. سبب نظم کتاب
  • ۵. در مدح شروانشاه اختسان بن منوچهر
  • ۶. خطاب زمین بوس
  • ۷. سپردن فرزند خویش به فرزند شروانشاه
  • ۸. در شکایت حسودان و منکران
  • ۹. در نصیحت فرزند خود محمد نظامی
  • ۱۰. یاد کردن بعضی از گذشتگان خویش
  • ۱۱. آغاز داستان
  • ۱۲. عاشق شدن لیلی و مجنون به یکدیگر
  •  
  • ۱۳. در صفت عشق مجنون
  • ۱۴. رفتن پدر مجنون به خواستاری لیلی
  • ۱۵. زاری کردن مجنون در عشق لیلی
  • ۱۶. بردن پدر مجنون را به خانه کعبه
  • ۱۷. پند دادن پدر مجنون را
  • ۱۸. حکایت
  • ۱۹. در احوال لیلی
  • ۲۰. خواستاری ابن‌سلام لیلی را

  • [+] نوشته شده توسط man_nabodgar در 19:28 | |



     ***دخترها و پسر ها اینجا ماله شماست همه چی داریم بدو بیا***